تلخ وشیرین94

دوستانه

تلخ وشیرین94

دوستانه

ارتش مردمی و انقلابی

29 فروردین روز ارتش جمهوری اسلامی
 
نماد نیروهای مسلح هر کشوری در ارتش آن کشور است و این نیروی مسلح، عمدتاً مقبولیتش در بین مردمش، یا در حداقل ترین سطح است و یا بسته به مواضع نخبگان و سیاستمدارانش در سطح بسیار بالا نشان داده می شود.
قوت و قدرت آن ارتش هم در حضور در سایر کشورها (با توجه به اتفاقات صد سال گذشته) بوده و یا در دفاعی که در مقابل تهاجم داشته، تعریف شده است. ارتش در آن کشورها یکی از بخش های کشور است که صرفاً موضوعی کاملا نظامی و حاکمیتی است.
اما ارتش ما و نیروهای مسلح ایران اسلامی ما، تفاوت صد چندانی با سایر ارتش های جهان دارد. ارتش ما از مردم برخاسته، با مردم، برای مردم است که با تمام وجود از تمامیت ارضی کشور دفاع می نماید و به همین دلیل، جای در قلب ملت دارد.
ارتش در ایران، معنی دیگری دارد. ارتش یعنی نیروی مسلح برخاسته از اراده ی مردم، انقلابی، دارای روحی سرشار از معنویت و اخلاق و تابع ولایت مطلقه فقیه و آماده ی ایثار و فداکاری در همه زمان ها و مکان ها.
این ترجمان که در نیا  فقط مختص ارتش جمهوری اسلامی است، به بیان و کلماتی اغراق آمیز نیست بلکه این تعریف به پشتوانه ی تجربه ی حضور و دفاعی جانانه در هشت سال جنگ تحمیلی در برابر تمامی زورگویان جهان است. ارتش ما در این جنگ، مردمی بودن، انقلابی بودن، الهی بودن و پیروی از رهبری را به نمایش گذاشت. ارتش ما در کنار سپاه و نیروی انتظامی، در پاسداری از این مرز بوم همواره جانفشانی کرده و اگر دشمنان تا بن دندان مسلح، کوچکترین غفلت و سستی در این سربازان میهن می دیدند، چه بسا طمع تعرض به کشور را در سر می پروراندند.
29 فروردین بهانه ای است برای ابراز محبت و ارادت طرفینی بین ملت مسلمان ایران و ارتش ولایی جمهوری اسلامی  تا بیاد آوریم که آنچه نظام مقدس اسلامی امان را حفظ می کند، وحدت کلمه بین تمامی بخش های نظام از جمله نیروهای مسلح، با مردم و رهبری است و امیدواریم ارتش و سایر نیروهای مسلح با اتحاد و تقویت روزافزون اعتقادی و نظامی خود، دندان طمع یورش و صدمه به ملت شریف ایران و نظام مقدس اسلامی را از ریشه تفکر و عمل زورگویان و دشمنان ایران عزیزمان بکشد.
ارتشیان قهرمان و سرافراز روزتان گرامی باد و همیشه پیروز و سربلند باشید.
 

نان سنگک را چه کسی اختراع کرد؟+عکس


شاه عباس چون در سفر لشکریان مجبور به تهیه آرد از شهرهای مختلف بودند و آرد هر شهر با شهر دیگر از نظر نوع گندم آن تفاوت داشت باید طوری این نان پخته می‌شد که از هم وا نرود و قابل استفاده باشد.

به گزارش 9صبح به نقل از جام نیوز،  در کتاب سال‌نمای کمیته ‌نانوایان تهران که در ۱۹ اردیبهشت سال ۱۳۲۶ شمسی در تهران چاپ شده، درباره‌ تاریخچه و چگونگی پیدایش نانوایی و نان سنگک این گونه آمده است:

 

 

شاه عباس برای رفاه حال لشگریان خود که غالباً در سفر احتیاج به نان و خورش موقت و فوری داشتند و لازم بود به هر شهری می‌رسند نانواهایی باشند که بتوانند به قدر مصرف سربازان نان تهیه نمایند و غذایی باشد که خورش نان قرار دهند، درصدد چاره برآمد و حل این مشکل را از «شیخ بهایی » که از دانشمندان ایران بود خواست.

 

چون در سفر لشکریان مجبور به تهیه آرد از شهرهای مختلف بودند و آرد هر شهر با شهر دیگر از نظر نوع گندم آن تفاوت داشت باید طوری این نان پخته می‌شد که از هم وا نرود و قابل استفاده باشد.

 

پس آرد آن مخلوطی از انواع آردها بوده و همچنین باید با سبوس گندم نیز برای سهولت در هضم مخلوط می‌شد.

 

همین است که رنگ آن تیره بوده و به خاطر وجود انواع آرد قدرت چسبندگی آن کم است و باید حتما بصورتی که می‌بینید باید روی سنگ پهن شود تا نریزد.

 

شیخ بهایی

 

لذا شیخ بهایی نیز تنور سنگکی را ابداع نمود. این اختراع به قدری با دقت و هوشیاری طراحی و عملی شده که پس از گذشت چند صد سال هنوز به همان صورت اولیه پخته می شود و نانی که از تنور سنگکی بدست می‌آید، محبوب‌ترین نان ایرانی است. این است که شیخ بهایی از علما و دانشمندان قرن دهم هجری را باید مخترع نان سنگک و شکل تنور آن دانست.

جزئیاتی از ۴ مستشار شهید ارتش ایران در سوریه +تصاویر

4 تن از مستشاران نیروهای ارتش جمهوری اسلامی ایران که برای همراهی با نیروهای سوری در دفاع از حرم اهل بیت عصمت و طهارت(ع) راهی سوریه شده بودند، طی چند روز گذشته توسط تروریست‌های تکفیری به شهادت رسیدند
جزئیاتی از مشخصات ۴ تن از تکاوران ارتش جمهوری اسلامی که طی عملیات مستشاری در سوریه به شهادت رسیدند، تأیید شد.

به گزارش 9صبح، 4 تن از مستشاران نیروهای ارتش جمهوری اسلامی ایران که برای همراهی با نیروهای سوری در دفاع از حرم اهل بیت عصمت و طهارت(ع) راهی سوریه شده بودند، طی چند روز گذشته توسط تروریست‌های تکفیری به شهادت رسیدند.

ستوان دوم «شهید مجتبی یداللهی» از تیپ 65 نوهد(نیروی مخصوص ارتش جمهوری اسلامی) از اهالی تهران است که طی عملیات مستشاری در سوریه به شهادت رسید.
جزئیاتی از ۴ مستشار شهید ارتش ایران در سوریه

شهید «محسن قطاسلو» از تکاوران تیپ 65 نوهد ارتش جمهوری اسلامی از اهالی پاکدشت در استان تهران است که به‌ تازگی به کاروان شهدای مدافع حرم پیوسته است.
جزئیاتی از ۴ مستشار شهید ارتش ایران در سوریه

سروان «شهید مرتضی زرهرند» یکی از تکاوران تیپ 258 شهید پژوهنده شاهرود و از اهالی شهرستان شیروان از استان خراسان شمالی است که طی عملیات مستشاری و در سن 36 سالگی به شهادت رسید.
جزئیاتی از ۴ مستشار شهید ارتش ایران در سوریه

سرهنگ «شهید مجتبی ذوالفقار نسب» از رکن دوم تیپ 45 تکاور از اهالی شهرستان شوشتر در استان خوزستان است که طی عملیات مستشاری در سوریه توسط تروریست‌های تکفیری به شهادت رسید.

جزئیاتی از ۴ مستشار شهید ارتش ایران در سوریه

جزئیاتی از ۴ مستشار شهید ارتش ایران در سوریه

حکایتی شیرین اما پر از اشتباه





حکایات آموزنده و جالب،داستانهای جالب

حکایت دزد مال مردم هستم اما دزد ایمان مردم نیستم!

 

در زبان مردم گاه حکایاتی شنیده می شود که ظواهر دینی دارد و در ظاهر به قصد کمک به اهداف دین ساخته یا حکایت می شود. با این حال با بررسی بیشتر متوجه می شویم که بسیاری از این حکایت ها بر خلاف ظاهرشان، بر مبنای دینی بنیان نشده و گاه بر خلاف مقاصد و آموزه های دینی هستند.

در اینجا می خواهیم به تحلیل یکی از حکایت های مشهور در این باره بپردازیم:


دزد مال مردم هستم اما دزد ایمان مردم نیستم!
نقل است کاروانی از تجار به همراه مال التجاره فراوان به قصد تجارت راهی دیاری دور دست شد. در میانه راه حرامیان کمین کرده به قصد غارت اموال به کاروان یورش بردند. طولی نکشید که محافظان کاروان از پای درآمده، تسلیم گشته و دزدان به جمع آوری اموال و اثاث از روی شتران مشغول شدند. در بین اموال مسروقه یکی ازحرامیان کیسه ای پر از سکه های زر یافت که بسیار مایه تعجب بود چه آنکه در داخل همان کیسه به همراه سکه های زر تکه کاغذی یافت که روی آن آیه ای از قرآن در مضمون دفع بلا نوشته شده بود.


حرامی شادی کنان کیسه را به نزد سر دسته دزدان برد و تمسخر کنان اشارتی نیز به دعای دفع بلا  نمود. رئیس دزدان چون آن واقعه بدید دستور داد کیسه زر را به صاحبش برگردانند. یکی از حرامیان برآشفت که این چه تدبیری است و مگر ما راهزن نیستیم؟ رئیس دزدان پاسخ چنین داد: "ای ابله، درست است که ما دزد مال مردمیم اما هرگز قرار نبود دزد ایمان مردم باشیم."


 

ادامه مطلب ...

غفلت


توضیحات:
از جمله مهم‌ترین اهداف سرویس‌های اطلاعاتی در سطح جهان، تلاش جهت نفوذ در سازمان‌ها و مراکز تصمیم‌گیری کشورهای هدف و استخدام کار‌گزارن و مد‌یران مربوطه می‌باشد.
وجود انگیزه‌های مختلف (مالی، عقید‌تی، پست و مقام و ...) در افراد و سوژ‌ه‌ها زمینه‌ی مناسب را برای تأ‌مین اهداف سرویس‌های اطلاعاتی فراهم می‌نماید.
آن‏چه در ذیل خواهد آمد ماجر‌ای به دام افتادن یکی‌ از کارمند‌ان دولت است. معاشرت با افراد خارجی بدون در‌نظر گرفتن حساسیت‌ها، بی‌اهمیت تلقی کرد‌ن خواسته‌های افسران اطلاعاتی حر‌بف، عدم آشنایی با شگرد‌های سرویس‌های اطلاعاتی در زمینه‌ی استخدام افراد به منظور جاسوسی همراه با انگیزه‌ی مالی و دریافت پول از جمله مسائلی بود که‌ دشمن را در جلب هم‏کار‌ی وی موفق گر‌دانید.
«آقای الف»  به علت ارتباط با عناصر بیگانه و انجام جاسوسی دستگیر‌ و زندانی‌ گر‌دید.
اگر وی با توجه به تحصیلا‌ت عالیه خود تعمق بیش‏تری کر‌ده و خطر را احساس کر‌ده بود، محققاً‌ به مدارج عالی‌تری می‌رسید. انگیزه‌ی «آقای الف»  در هم‏کار‌ی با بیگانه، ندانم‌کاری و عدم توجه به کیفیت‌ نز‌دیکی با بیگانه‌ و ترس از مجازات بعدی بوده است. وی تصور نمی‌کرد اطلاعاتی که‌ با بیگانه‌ می‌دهد جنبه‌ی جاسوسی دارد، بلکه‌ در اوایل‌ کار‌ به خاطر ادامه‌ی دوستی‌ با افسر اطلاعاتی سفارت اقدام به این عمل نموده‌ است. توجه به کیفیت‌ روابط «آقای الف»  و فرد بیگانه از ابتدا روش کار‌ سرویس‌های بیگانه‌ ‌ را جهت نفوذ در سازمان‌ها و نحوه‌ی آلوده نمودن افراد نشان می‌دهد شکل‌ نزدیکی‌ افسر اطلاعاتی به وی طوری انجام گرفت که‌ «آقای الف»  تا مدتی‌ طولانی مطلقاً‌ تصور نمی‌کرد که‌ در چه مسیری‌ قدم گذاشته است، و وقتی متوجه حقیقت‌ موضوع شد که‌ کاملاً‌ آلوده شده بود.
 «آقای الف»  در یکی‌ از استان‌های مرکزی‌ متولد و مدارج تحصیلی را تا سطح دکتری در رشته‌ی قضایی طی و از دانشکده‌ی حقوق در خارج از کشور فارغ‌التحصیل گردید. وی در سال 1367 در یکی از ادارات استخدام شد. چندی بعد در یکی از ضیافت‌های سفارت خارجی با پرسنل آن سفارت آشنا و روابط دوستی آن‏ها ادامه پیدا نمود وبالاخره این آشنایی به معاشرت‌های خانوادگی تبدیل می‌گردد.
پس از گسترش معاشرت پرسنل  با «آقای الف»  ، او از وی تقاضای کمک به منظور تثبیت وضع خدمتی خود می‌نماید و این مسئله را این‏طور عنوان می‌نماید که چون مدتی است گزارشاتی به وزارت خارجه کشورش در مورد مسائل کلی و نوشته‌های جراید ایران نفرستاده، آیا امکان دارد در این زمینه به وی کمک کند (البته پیش‏نهاد پولی هم نمی‌کند) و «آقای الف»   نیز قبول می‌کند و برای ادامه‌ی دوستی این‌کار را برای وی انجام می‌دهد.
 کم‌کم در جلسات بعدی از «آقای الف»  می‌خواهد که اگر در تکمیل مطالب جراید ایرانی به موضوعات دیگری که قابل ملاحظه باشد ، برخورد کرد، از وی مضایقه نکند. به این ترتیب ملاحظه می‌شود که افسر اطلاعاتی (پرسنل سفارتخانه) بدون مطرح ساختن مسائل مادی مرحله به مرحله «آقای الف»  را صرفاً به منظور کمک به خود و از نظر تثبیت وضع خدمتی خویش در وزارت امور خارجه کشورش به پیش می‌رود.
اگر «آقای الف»  در همان اوایل کار متوجه نزدیکی و تقاضاهای غیر عادی پرسنل آن سفارتخانه می‌شد، مسلماً دچار انحراف نمی‌گردید. ولی او از اصول کارهای اطلاعاتی و نحوه‌ی نزدیکی بیگانگان مطالبی نمی‌دانست. بنابراین افرادی که در اموری به فعالیت و خدمت مشغولند، برای حفظ مملکت و شخص خودشان باید با خطراتی که آن‏ها را تهدید می‌‌نماید آشنا باشند. محققاً اغلب کارمندان دولت که از تحصیلات عالیه برخوردارند با این قبیل خطرات آشنا بوده ولی امکان دارد درصد محدودی به علت سهل‌انگاری و اهمیت ندادن به کیفیت کار و یا نارضایتی‌های مختلف در دام افرادی از شاغلین آن سفارت‌خانه و یا افسران اطلاعاتی بیگانگان قرار گیرند.
وظیفه‌ی «آقای الف»  این بود در آن زمانیکه آن فرد بیگانه به او پیشنهاد جاسوسی نمود بلافاصله موضوع را به اطلاع مقامات مسئول می‌رساند. ولی به علت توسعه‌ی معاشرت با فرد مذکور و مدارکی که به مرور به وی داده بود، این توهم در او وجود داشت که اگر مطالبی راجع به این موارد را به مقامات مسئول عنوان کند مسئولیت سنگینی خواهد داشت. و لذا این آشنایی را ادامه داد و بیشتر در خیانت آلوده شد. علی‌هذا همان‌طوری که گفته شد «آقای الف»  موافقت خود را به انجام فعالیت‌های جاسوسی به نفع دولت بیگانه اعلام نمود و در ملاقات بعدی یادداشت‌های بیشتری را ، تهیه و به پرسنل سفارت‌خانه مربوطه تحویل و در مقابل، مبلغ 3000 دلار دریافت کرد و آن فرد نیز علی‏رغم دوستی‌های گذشته با او  در مقابل مبلغ دریافتی‏اش از «آقای الف»  رسید کتبی گرفت و بدین ترتیب «آقای الف»  با این سند کاملاً خود را به عنوان یک جاسوس در اختیار سفارت‌خانه‌ی بیگانه قرار داد.
به طور کلی این سرویس‌ها سعی می‌نمایند که در اولین فرصت بر علیه این جاسوسان مدرکی در دست داشته باشند و هیچ مدرکی قاطع تر و برنده‌تر از رسید دریافت پول نیست و افسران اطلاعاتی این‌کشورها می‌دانند که اگر شخصی مانند «آقای الف»  زمانی از انجام فعالیت جاسوسی پشیمان شود، از رسیدهای آن و مدارک کتبی که از او در دست دارند به عنوان تهدید استفاده کرده و به همین طریق می توانند برای همیشه این افراد را در اختیار خود داشته باشند.
کما‌این‏که در زمانی‌که آن پرسنل سفارتخانه مأموریتش در ایران خاتمه یافت به «آقای الف»  گفت: «خود وی و یا یکی از همکارانش با او تماس خواهند گرفت.»
در اواخر سال 1373 «آقای الف»  از طرف اداره‌ی خود به اروپا اعزام و پس از دو سال و نیم، از یکی از شهرهای اروپا شخصی تلفنی با «آقای الف»  تماس گرفت و از او تقاضای ملاقات کرد و یک هفته بعد در یکی از رستوران‌های شهر با یکدیگر ملاقات نمودند. «آقای الف»  در این جلسه فهمید که این فرد جدید از طرف پرسنل سابق آن سفارت‌خانه در ایران با وی تماس گرفته است. ملاقات‌های آن‏ها تکرار گردید و تدریجاً این فرد جدید از «آقای الف»  خواست که هر خبری را که تشخیص می‌دهد برای آن‏ها مفید است در اختیار او قرار دهد.
«آقای الف»  طبق دستور او پیرامون روابط ایران و یک کشور اروپایی اطلاعاتی را به طرق مختلف جمع‌آوری و متناوباً در اختیار فرد جدید قرار می‌داد. پس از خاتمه‌ی کار «آقای الف»  در اروپا فرد جدید به او گفت در تهران شخصی از طرف او با وی تماس خواهد گرفت و قرار شد اگر این شخص به «آقای الف»  بگوید: آیا پروفسور را می‌شناسی، هم‏کاری خود را با وی آغاز نماید.
در سال 1380 پرسنل دیگر سفارت خارجی تلفنی با «آقای الف»  تماس گرفت و اولین ملاقات آن‏ها انجام شد و این شخص جمله‌ی تعیین شده‌ی قبلی را با «آقای الف»  گفت و قرار شد که تماس‌های خود را ادامه دهند.
از این مرحله به بعد «آقای الف»  با توجه به موقعیت شغلی خود قلباً مایل نبود که با بیگانگان همکاری نماید و حتی چندین بار از ملاقات با پرسنل سفارتخانه مزبور خودداری کرد ولی بالاخره پرسنل مزبور همراه یکی از اتباع خود که برای بازدید از نمایشگاه وارد ایران شده بود، به دفتر «آقای الف»  در محل کارش مراجعه و به اتفاق ناهار صرف کردند و قرار شد که یک هفته بعد یک‏دیگر را ببینند. در این ملاقات پرسنل مذکور مبلغ 5000 دلار به «آقای الف»  پرداخت نمود و از او تقاضا کرد که در هر زمینه‌ای اطلاعاتی را که جنبه‌ی محرمانه دارد برای وی تهیه نماید.
اما موفق به انجام این کار نشده و توسط وزارت اطلاعات دستگیر گردید است.