تلخ وشیرین94

دوستانه

تلخ وشیرین94

دوستانه

حسن عباسی" آزاد شد

رئیس مرکز بررسی‌های دکترینال عصر امروز از زندان آزاد شد.
به گزارش حوزه دفاعی امنیتی گروه سیاسی باشگاه خبرنگاران جوان ؛ "حسن عباسی" رئیس مرکز بررسی‌های دکترینال که روز چهارشنبه متعاقب شکایت ارتش از سوی دادسرای نظامی بازداشت شده بود، عصر امروز آزاد شد.

چندی پیش، انتشار بخشی از سخنرانی حسن عباسی در سال 89، موجب بروز برخی حواشی و نیز اعتراض ارتش شد که بعد از آن، حسن عباسی با انتشار نامه‌ای خطاب به سرلشکر صالحی فرمانده کل ارتش، ضمن عذرخواهی، توضیحاتی نیز ارائه کرد.

بعد از آن امیر پوردستان فرمانده نیروی زمینی ارتش که از جمله فرماندهان معترض به سخنان عباسی بود، طی نامه ای از عذرخواهی عباسی تقدیر کرده بود.

حرفهای حسن عباسی بعد آزادی از زندان

حسن عباسی بعد از آزادی، بیانیه ای را خطاب به حامیان خود منتشر کرد.
به گزارش غصر ایران،متن این بیانیه که سایت اندیشکده یقین (متعلق به عباسی) آن را "نامه‌ تقدیر استاد حسن عباسی به جوانانِ انقلابی فعال در فضای سایبر در ماجرای بازداشت ۱۳مرداد" خوانده، به شرح زیر است:
هوالحکیم

 

جوانان عزیز مؤمن انقلابی؛


همّت ستودنی شما، مبیّن اراده نیروهای ولایی است. در این جنگ اراده‌ها، یک‌بار دیگر توانستید و باز هم ثابت کردید که می‌توانید؛ چه، این‌که در قاموس انقلابیون ناتوانی تعریف‌نشده است.
اقدام حق‌طلبانه‌ی شما در سراسر کشور، جلوه‌ی دیگری از قابلیت نیروهای انقلابی در مواجهه با توطئه‌ی دشمن در ایجاد انحراف در افکار عمومی از مسائل اساسی جامعه بود.

تلاش برای القاء انشقاق در صف متحد و بنیان‌المرصوص نیروهای مسلح با همّت شما و به خواست خدا به شکست انجامید. دشمن خارجی و لیبرال‌های داخلی تعادل روانی خود را در اثر واکنش حرفه‌ای شما ازدست‌داده‌اند.
شما نشان دادید که ارتش بخشی از ناموس ملی است؛ چون کلمه‌ی طیّبه است و به‌یقین، ارتش امروز انقلابی‌تر از هر زمان دیگری است.

آرایش کلاسیک جنگ حق و باطل، همواره می‌تواند مانند آرایش جنگ صفین باشد، که در آن علی (ع) به دلیل نبود عمار یاسر، مجبور به بازگرداندن مالک اشتر در واپسین لحظات پایانی منازعه شد.

اکنون در کارزارهای شبه صفین کنونی، «حضرت سیدعلی» مالک اشترهای خود را در ارتش و سپاه، پاک‌پور و پوردستان در زمین، شاه‌صفی و حاجی‌زاده و اسماعیلی در هوا، سیاری و فدوی در دریا، حاج قاسم در پهنه‌ی جهان اسلام را به‌عقب فراخوان نخواهد کرد؛ زیرا عمارهای او اجازه‌ی ایجاد انشقاق در عرصه‌ی عمومی را به دشمن نمی‌دهد.

جهاد هوشمند با تلفیق جهاد کبیر و جهاد صغیر، چهره‌ی نوین اقدام نامتقارن در عرصه‌ی دفاع همه‌جانبه و امنیت پایدار است که ترکیب عمل عمار و مالک محسوب می‌شود؛ و شما جوانان مؤمن انقلابی در فضای سایبر جلوه‌ای از این جهاد هوشمند را به نمایش گزاردید.

اکنون، که ترفند دشمن نافرجام ماند و طرح او خنثی شد، مجدداً به مسائل کشور بازمی‌گردیم:
جنبش نرم‌افزاری، زدودن علوم غیرتوحیدی، حذف ربا از نظام مالی کشور، پیگیری عملیاتی اقتصاد مقاومتی، مراقبت از عدم شکل‌گیری خط خیانت‌آمیز پیگیری برجام‌های دو، سه و چهار، ممانعت از فراموشی فیش‌های دریافتی نجومی، مبارزه با اشرافی‌گری و بورژوازی نقاب‌دار، پیگیری چندوچون مذاکرات مشکوک ۱۳۶۵ پاریس، چاره‌جویی برای اشتغال جوانان، رصد دولت‌سازی و ملت‌سازی در سوریه و عراق و یمن، پیگیری قسط شهروندی در سطح کشور و افشای خیانت و خباثت آمریکا در پسابرجام بخشی از مسائل اساسی است که در جهاد هوشمند باید به آن‌ها پرداخته شود.
همّت خود را در این خیزش انقلابی، به این مسائل اساسی معطوف کنید و روحیه‌ی توأمان عماری و مالکی را در خود تعمیق نمایید که راه روشن و البته درازی در پیش دارید؛ که «إِن تَنصُرُوا اللَّهَ یَنصُرْکُمْ وَیُثَبِّتْ أَقْدَامَکُمْ»

حضرت عبدالله بن الحسن(علیه السلام)درکربلا

عبدالله بن حسن بن علی بن ابی طالب(ع) کودک ۱۱ ساله امام مجتبی(علیه السلام) است.

مادر عبدالله دختر «شلیل بن عبدالله بجلّی» بوده است.

شیخ مفید چنین نقل می کند: پس از آن که «مالک بن نسر کندی»

با شمشیرش به سرمبارک امام حسین(علیه السلام) زد، امام پارچه ای درخواست فرمود

و با آن سر مبارکش را محکم بست و عمامه ای بر کلاه خود بست.

شمر و دیگران هم به جایگاه خود بازگشتند.

زمانی گذشت تا امام بار دیگر به میدان بازگشت و آنها هم بازگشتند و

آن حضرت را محاصره کردند.

 

عبدالله پسر امام مجتبی(علیه السلام) هنوز به حد بلوغ نرسیده بود و

درخیمه گاه با زنان به سر می برد. هنگامی که متوجه حمله دشمن به جانب امام شد،

ازخیمه گاه بیرون دوید. او سراسیمه و شتابان رو به جانب امام حسین(علیه السلام) رفت

ودر کنار عمویش ایستاد. حضرت زینب (علیهاالسلام) او را دنبال کرد و به اورسیده بود.

او تلاش کرد که آن کودک را نگه دارد.

امام حسین(علیه السلام) به خواهرش فرمود:

«احبسیه یا اخیه؛ ای خواهرم! او را نگهدارید.» آن کودک از این که بازداشته شود،

سخت امتناع می ورزید. او به عمه اش گفت:

«والله لا افارق عمّی؛ سوگند به خدا، از عمویم جدا نمی شوم.

نحوه شهادت عبدالله بن الحسن(علیه السلام
 
ناگاه «ابجر بن کعب» شمشیر خود را به سوی امام پایین آورد. عبدالله فریاد زد:
 
 ای پسر زن ناپاک! وای بر تو! آیا می خواهی عمویم را بکشی؟»
 
بَجر قصد ضربه زدن به امام را داشت.ناگاه عبدالله دستش را پیش آورد
تا ضربه را از امام دور سازد.
 ولی دست مبارکش تا پوست قطع شد و دست آویزان گشت. کودک فریادش بلند شد:
 
 «یا امتاه؛ ای مادرم!» امام حسین علیه السلام اورا در بر گرفت و به سینه چسبایند و
 
فرمود: “ای فرزند برادرم! بر آنچه به تو رسیده صبر کن و آن را به حساب خیر بگذار؛
 چرا که خداوند تو را به پدران صالحت ملحق خواهد کرد.
” (۳( امام دست خود را به آسمان بلند کرد:
 
“پروردگارا! قطرات باران را ازاینها دریغ بدار و برکات زمینت را از اینها باز دار؛ پروردگارا!
پس اگر تا هنگام مرگ  آنها را مهلت داده و بهره مند می سازی،
بین آنها تفرقه بینداز و هر کدام رابه راهی جداگانه بدار؛ و سردمداران را هرگز از اینها راضی مدار؛
 
چرا که اینها ما رادعوت کردند تا که یاریمان کنند، سپس بر ما دشمنی کردند و ما را کشتند.
در این هنگام، حرمله تیری به سوی آن کودک انداخت و
 
او را در آغوش عموی خویش به شهادت رساند.

مردی که برگ چغندر نیست!


*حمیدرضا نظری
یک طنز سینمایی:

من مردی را می شناسم که می گوید برگ چغندر نیست!... این مرد کاری کرد که من برای زندگی و آینده ام، چاره ای اساسی بیندیشم!!... از شما چه پنهان چند روزی است تصمیم جدیدی گرفته ام و از این تصمیم هنرمندانه خود، بسیار خوشم آمده است؛ این که مدرک تحصیلی ام را از کوزه دور کنم تا خیس و خراب نشود و سپس درتابستان...
بابا، سینما و هُنر هفتم را می خواهم چکار؟! من باید به دنبال کاری بگردم که درآمد ماهانه ام، یک هفت و هفت صِفرِ ساده باشد؛ حالا اگر این کار با تخصص و رشته تحصیلی ام هیچ ارتباطی ندارد، اصلا مهم نیست؛ در عوض برایم نان و آب میلیونی که دارد!!...



 
ادامه مطلب ...